ازدواج
ازدواج به عنوان پيوندي تعريف مي شود كه ميان يك مرد و يك زن برقرار مي گردد تا بچه هايي كه آن زن به دنيامي آورد ، فرزندان مشروع والدين شناخته شوند نكته اصلي اين است كه ازدواج روابط اجتماعي و حقوق و وظايف تازه اي را ميان زوج ازدواج كرده و خويشاوندانشان برقرار مي سازد و حقوق و منزلت فرزندان را در هنگام تولد و نيز تعيين مي كند زير بنا و هسته اصلي ازدواج يك نياز بيولوژيكي و زيستي است و تا آنجا كه تاريخ نشان مي دهد ، هيچ جامعه اي انسان را در ارضاي اين نياز بيولوژيكي به حال طبيعي ( و حيواني ) خود رها نكرده است ، بلكه هميشه از طريق هنجارهايي كه وضع كرده است ، نوعي كنترل اجتماعي بر آن اعمال نموده و شيوه هاي مجاز برآوردن آن را از جنبه هاي مختلف تعيين كرده است . يكي از اصول كلي و جهاني ازدواج پديده ممنوعيت ازدواج با محارم است .
( incest ) تحريم رابطه جنسي بين خويشاوندي است كه به موجب قوانين اجتماعي محارم يكديگر محسوب مي شوند و حق ازدواج با يكديگر را ندارند .
تعريف اين محارم در هر جامعه بسته به فرهنگ آن جامعه فرق مي كند .
اگر از موارد استثنايي مانند ازدواج در خانواده هاي اشرافي جامعه هاي باستاني مصر و ايران و ... كه در آنها ازدواج با خويشاوندان به خاطر ادامه سلطه خانوادگي و يا ارث مجاز بوده ، بگذريم . اين ممنوعيت تقريباً در همه جامعه هاي بشري چه ابتدائي و چه مدرن به چشم مي خورد در جوامعي مانند ايالت متحده امريكا حتي در ميان هم جنس گرامان هم اين تمايل مشاهده شده است كه ازدواج كنند و اين ازدواج به عنوان پايه تشكيل يك خانواده شناخته شود . در حقيقت ازدواج به يك پايگاه اجتماعي مشروعيت مي بخشد و مجموعه اي از حقوق و الزامات قانوني به وجود مي آورد در برخي از جوامع روشي در ازدواج به كار مي رود كه براساس آن برخي از افراد خانواده وقتي كه به دنيا مي آيند الزاماً مي بايد با افراد ديگري ازدواج كنند و در اين حالت انتخاب هاي فردي در ازدواج امري غير ضروري خواهد بود . اما وقتي كه انتخاب كنوني امري ضروري باشد اين كار ممكن است به شيوه هاي گوناگون انجام شود اشخاص مي توانند شخصاً دست به انتخاب بزنند و گاهي هم با راهنمائي والدين توجه به تمايلات زن و شوهر و يا حتي بدون آن ترتيب دهند . ممكن است با دادن هدايا و پيش كش بسيار همسري را تقريباً خريداري كنند .
هر يك از اين الگوها مي تواند شيوه انجام ازدواج در گوشه اي از دنيا باشد و از طريق نظام فرهنگي و ارزشهاي مبتني بر آن نيز حمايت شود .
در بعضي اجتماعات رابطه ازدواج رابطه اي دائمي است و حال آنكه در جوامع ديگر ممكن است گستني باشد معيارهاي ازدواج بسيار متفاوت است در برخي از جوامع يكي از زوجين ممكن است بر ديگري مسلط شود و حال آنكه در جوامع ديگر زوجين با هم مساوي محسوب مي شوند در برخي از جامعه ها رابطه جنسي بر ازدواج مقدم است و حال آنكه در جوامع ديگر ازدواج بر رابطه جنسي مقدم است .
انواع ازدواج
در فرهنگهاي گوناگون ازدواج به شيوه هاي مختلفي برگزار مي شود كه به چند نوع آن اشاره مي شود .
چند همسري نوعي ازدواج است كه در آن يك همسر ، دو يا چند زن يا شوهر دارد و خود و بر دو نوع است چند شوهر و چند زني
الف) چند شوهر = نوعي چند همسري است كه در آن يك زن دو يا چند شوهر داشته باشد .
ب) چند زني = نوعي چند همسري است كه يك شوهر داراي چند زن باشد اين نوع ازدواج در بيشتر جامعه هاي مسلمان مانند عربستان سعودي ، سنگال و ... رايج است براساس تحقيق مورداك ( Murdock ) از 238 جامعه مطالعه او در 193 جامعه يا در بيش از 81 درصد آنان از ازدواج چند زني وجود داشته است .
يك همسري = به معناي ازدواج يك زن و يك مرد است اين نوع ازدواج در بسياري از جامعه ها رواج دارد در برخي از جامعه ها ، چند زني شايع تر از چند شوهري است ، زيرا نرخ مرگ و مير نوزادان پسر ، بيشتر از نوزادان دختر است و اميد به زندگي جامعه ها ، تعداد مردان در مقايسه با زنان كمتر است . اما وقتي چند شوهري رخ مي دهد كه علت آن كمبود مصنوعي زنان است براي مثال توداهاي هند ، سابقاً نوزادان دختر خود را غرق مي كردند يا از بين مي برند ( cotgrove,1976:16 )
شيوه هاي همسر گزيني
معمولاً دو گونه همسر گزيني وجود دارد ، برون همسري و درون همسري
1 – برون همسري : برون همسري (exogamy ) با ممنوعيت ازدواج در يك محدوده خويشاوندي شكل مي گيرد و آن رسم و قاعده اي است كه فرد را مجبور مي كند تا همسر خود را خارج از واحد اجتماعي خاص خود ، همچون گروه خويشاوندي ، سازمان مذهبي و طبقه اجتماعي انتخاب كند .
2 – درون همسري : همسر گزيني در محدوده اي معين از خويشان را درون همسري ( enbogamy ) مي گويند به بيان ديگر درون همسري ، رسم و قاعده اي است كه فرد براساس آن ملزم است ، همسر خود را از درون واحد اجتماعي خاص خود ، برگزيند .
در بيشتر جامعه هاي سنتي ، درون همسري به تقويت پيوند گروه خويشاوندي كمك مي كند ، از اين رو ، افرادي كه از اين رسم پيروي نمي كنند غالباً با مجازاتهاي سختي روبرو مي شوند در بعضي از قبايل عرب ازدواج بين دختر عمو و پسر عمو در حد اجبار است و از جمله سنتي است كه عدم رعايت آن بايد علتي چون اختلاف شديد خانوادگي يا تفاوت سنتي فاحش داشته باشد . رواج ضرب المثالهايي چون عقد عمو و پسر عمو در آسمانها بسته شده است شايد در تاثير اين سنت باشد كه به همراه اسلام وارد ايران شده اما اجبار خود را از دست داده است .
مراسم ازدواج : تلفيق فرهنگهاي متعدد :
جامعه هاي انساني غالباً رفتارهاي مرسوم خود را از يكديگر به امانت مي گيرند مراسم ازدواج سنتي در ايران شامل عناصري است كه در نقاط ديگر ديده مي شود .
براي مثال حلقه ازدواج احتمالاً قديمي ترين و شايع ترين نماد ازدواج به شمار مي رود برخي مردم در جوامع قديمي يك سكه را دو قسمت كرده و هر زودج يك بخش از آن را به عنوان نماد ازدواج نگهداري مي كرد .
به نظر مي رسد كه استفاده از حلقه با توجه به رسم فوق به تدريج شكل گرفت و رايج شد . روميان ، يونانيان و مصريان قديم همگي از حلقه ازدواج استفاده مي كردند در اين دوره حلقه بيانگر بالاترين ميزان اعتماد و قدرت بود در قرون وسطي مردم بسياري از فرهنگهاي اروپايي هنوز از حلقه ازدواج استفاده مي كردند ولي به تدريج استفاده از آن كمتر شد ، زيرا حلقه معناي اوليه خود را از دست داده و به صورت نماد محدوديت و اطاعت آمده بود در سالهاي اخير تعداد مراسمي كه در آن از دو حلقه ازدواج استفاده مي شود افزايش يافته است . در واقع در ازدواجهاي جديد حلقه به معناي مشاركت و همزيستي زوجين است .
همچنين در سراسر تاريخ ، زوجين براي عقد ازدواج روزهاي معيني را انتخاب مي كنند كه به اصطلاح خويش يمن است . روميها اعتقاد داشتند كه ازدواج در فصل مراسم مذهبي و روزهاي تعطيل ، خويش يمن نيست . بنابراين حدوداً در يك سوم از سال ازدواج صورت نمي گرفت انگليسي ها به طور سنتي روز جمعه را روز خوبي براي انعقاد هر نوع قرارداد و همچنين عقد ازدواج نمي دانند به نظر مي رسد اكثر امريكائيان نيز در مورد انتخاب روز ازدواج معتقد به خرافات خاصي هستند .
استفاده از حجاب براي عروس هم در بسياري از فرهنگها رايج است مسيحيان هندوها ، يهوديها و مسلمانان از آن استفاده مي كنند زيرا معتقد ند كه حجاب عروس را از ارواح خبيثه و چشم بد محافظت مي كند .
استفاده از شمع يا مشعل نيز در مراسم عروسي بسياري از فرهنگها شايع است در روم و يونان باستان در صفوف منظم مدعوين عروسي مشعل داراني وجود داشتند كه هم راه را روشن مي كردند و هم شعله اي را كه سمبل پيوند دايمي ازدواج بود ، حمل مي كردند در در ازدواج هاي قديم مسيحي ، تصور مي شد كه خداوند در مراسم ازدواج ، حضور مي يابد . بنابراين به نشانه حضور و يك شمع بزرگ روشن مي شد . استفاده از گل در مراسم ازدواج بارز و رايج است حلقه هاي گل بيانگر پاكدامني عروسان است در اروپاي قرون وسطي ، زنان ، خانه عروس و خانه داماد را با برگهاي زيتون و برگ بومي آراستند تا نشانگر پاكدامني و فراواني باشد .
اين عمل تا امروز نيز به شكل ديگري ادامه يافته است به طوري كه در هنگام مراسم ازدواج كليسا را با گل و گياه مي آرايند .
الگوهاي سكونتي زوجهاي جديد : يكي از نتايج برون همسري اين است كه شخص با شريك جديد زندگي خود در كجا اقامت گزيند . اين امر در جامعه هاي مختلف ، متفاوت بوده و حداقل سه قاعده بر آن مترتب است .
1 - مادر مكاني ( matrilocal ) طبق اين رسم داماد به خانه عروس منتقل مي شود و در حمايت و جوار خانواده عروس سكونت مي كند اين رسم را كه ما به آن داماد سرخانه مي گوييم ، هنوز هم در جامعه ما وجود دارد و بيشتر به خاطر شرايط خاص خانواده عروس صورت مي گيرد ، مانند مرگ پدر عروس و نداشتن سرپرست و امثال آن ( در خورهه محلات از توابع استان مركزي اصطلاح زن جايي را به جاي مادر مكاني به كار مي برند
2 - پدر مكاني : ( patrilocal ) شامل سكونت عروس با والدين شوهر يا در مجاورت و حمايت آنها .
3 – نو مكاني ( neolocal ) به موجب اين رسم ، زن و شوهر جوان پس از ازدواج خانه اي جديد مي گيرند و در مكاني جدا از پدر و مادر هم زندگي مي كنند .
نقشهاي معيني كه زن و مرد در جامعه ايفا مي كنند تا حد زيادي تعيين كننده الگوهاي سكونتي است اگر مردان نقش مهمي در تهيه غذا داشته باشند و يا صاحب قدرت و ثروت باشند الگوي پدر مكاني رواج پيدا مي كند از سوي ديگر ، اگر زنان در تهيه غذا غالبي داشته باشند و سازمان سياسي جامعه نيز نسبت ساده باشد ، الگوي مادر مكاني بيشتر شايع مي گردد .
الگوي نو مكاني عموما در جامعه هايي پديد مي آيد كه خانواده هاي هسته اي از نظر اقتصادي مستقل در آنجا وجود داشته باشد . از زماني كه در جامعه هاي جديد ، يافتن شغل به صورت آزاد براي همه امكان پذير گرديد الگوي نو مكاني غلبه يافت .
مهرناز محمد اسماعیلی
علوم تربیتی