خانواده و خویشاوندی در جامعه زرتشتی تهران
خانواده و خویشاوندی در جامعه زرتشتی تهران
در بررسی خصوصیات جوامع انسانی آگاهی از ساختهای خانواده و خویشاوندی ضرورت دارد . زیرا خانواده اساس و زیر بنای هر جامعه است و با نوع و چگونگی تشکیل خانواده است که جامعه شکل می گیرد .
این ساختها در شکل بندی جوامع نقش مهمی ایفا می کند . امروزه با وجود گرایش جوامع به زندگی صنعتی اهمیت اصل و نسب و وجود شبکه های خویشاوندی و هم خونی هستند که همواره ارزش و اعتبار خود را حفظ کرده اند . خویشاوندی و هم خونی در جوامع ایرانی ریشه- ای بس کهن دارد . چنانکه اثرات آنرا می توان در منابع و اسناد باقی مانده از دوران باستان و آئین باستانی مردم جستجو کرد . ایرانیان برای حفظ اصل و نسب و پاکیزه نگاهداشتن خون ازدواج با خویشاوندان را ترجیح می دادند . البته یکی از علل تشویق به این امر را می توان مسئله تداوم ارث و مال در خانواده دانست . در اینجا باید به سه عامل مٶثر اشاره کرد .
این سه علل عرف ، دین ، طبقه اجتماعی است . عامل عرف در خیلی از موارد سبب تحکیم و یا ممنوعیت در ازدواجهای نسبی می شود که البته این مسئله با توجه به سیستم محارم و منطبق با فرهنگ یک جامعه شکل می گیرد . چنانچه ازدواج بین فرزندان دو خواهر و یا دو برادر (دختر عمو- پسر عمو و یا دختر خاله – پسر خاله) و یا فرزندان یک خواهر و یک برادر (پسر عمه – دختر دائی و یا بالعکس ) گاه تشویق و توصیه و گاه ممنوع شده است و در این صورت است که سیستمی خاص همواره پیوندها را ادامه می دهد .
این خویشاوندی ممکن است از نسب پدر و یا از نسب مادر تعقیب شود و همچنین ممکن است قرابت هم از طرف مادر و هم از طرف پدر باشد که در این صورت گروههای پدری و مادری یکسان اساس خویشاوندی می کنند .
عامل دین نیز از عوامل مهم شمرده می شود زیرا همیشه به منع ازدواج با افراد خارج از دین در تمام مذاهب اشاره شده است .
عامل دیگر طبقه اجتماعی است که ممکن است بواسطه مسائل اقتصادی و یا سیاسی باشد . علاوه بر عوامل اجتماعی و اقتصادی و مذهبی عامل جغرافیایی نیز یکی دیگر از عوامل گرایش به ازدواجهای فامیلی است . دورافتادگی جوامع از یکدیگر ، سختی راهها ، مشکلات ارتباطی ، ازدواجهای درون گروهی را تشدید می کند . گرچه امروزه از شدت تأثیر عامل جغرافیایی در این مسئله کاسته شده است ولی هنوز می توان اثرات آن را در روستاهای دور افتاده کشورهای فروان مشاهده نمود .
یکی از راههای مهم در این مطالعات بررسی اطلاعات خویشاوندی در گویش آن جوامع است که امید است مرکز مردم شناسی ایران این مهم را به عهده بگیرد .
در این بررسی که ساخت و موقعیت خانواده در جامعه زرتشتی مطرح می شود به لحاظ مهاجرت های مدارم زرتشتیان به شهر تهران و اطراف آن در طی سالهای اخیر تحقیق را به روی جامعه زرتشتی تهران متمرکز نمودیم .
هم اکنون تهران مرکز تجمع جامعه زرتشتی محسوب می شود و می توان گفت 4/62 درصد از کل زرتشتیان ایران در تهران و اطراف آن سکونت دارند . این مهاجرتها که در سالهای اخیر افزایش یافته است می تواند بیشرین خصوصیات ویژه ی خانواده های زرتشتی در سایر نقاط ایران را دارا باشد .
خانواده های زرتشتی در تهران اکثراً در چند منطقه خاص تجمع دارند .
از مراکز تجمع آنان می توان اطراف معبد (واقع در خیابان سی تیر و تهران پارس در رستم باغ و حوالی آن ) کوی نصر و خیابان کارگر شمالی و ... نام برد البته خانواده هایی که از رفاه بیشتری برخوردارند به طور پراکنده در شمال شهر زندگی می کنند . ارتباط این خانواده ها از طریق انجمن های آنان و سازمانهای دانشجویان و نوجوانان و زنان و غیره تأمین می شود .و یکی از راههای مهم ارتباطی انان با یکدیگر مراسم مذهبی اجتماعی آنان است که در مکانهای خاص و در زمانهای معین صورت می گیرد و زرتشتیان این مراسم را گرامی داشته و در آن شرکت می کنند . ریشه- یابی این مراسم و کلیه آداب و سنن این جامعه کهن ایرانی قابل بررسی و پژوهش است. در مصاحبه های انجام شده با نماینده خانواده ها میانگین سن مردان 4/35 و سن زنان 1/35 سال است و چنانچه متأهلین و مجردین را از یکدیگر تفکیک کنیم تفاوت سن بین متأهلین مرد و زن 6/7 سال است که این اختلافات طبیعی به نظر می رسد تفاوت بین مجردین 8/3 سال است که دلیل آن می تواند بخاطر سرعت ازدواج دختران در سنینی بالای 21 سال باشد .
این آمار مربوط به کسانی است که محل تولد بیشترشان چه مردان و چه زنان منطقه یزد بوده و تعادا قلیلی از آنان متولد کرمان هستند که با مقایسه جمعیت آنان در این دو شهر نسبت مستقیم دارد .
2 الی 4 درصد آنان فرزندان مهاجرینی هستند که به هندوستان مهاجرت نموده ولی خود پس از رسیدن به سن بلوغ و گذراندن تحصیلات برای همیشه به وطن اصلی خود بازگشته اند .
حال به درون خانواده می رویم .
امروزه دیگر از خانواده های وسیع و پر جمعیت ایرانی اثر چندانی نیست . معمولاً تعداد خانوار از هشت نفر تجاوز نمی کند . این مسئله در تمام جوامع ایران مشهود است .
اداره کننده خانواده ر طبق سنن و آداب ایرانی پدر است و در صورت فوت پدر همسرش جانشین او می شود . پسر وقتی رئیس خانواده محسوب می شود که پدر فوت شده یا به علت کهولت و پیری در عمل اداره خانواده را به پسر واگذار کند .زمانی که پدرو مادر در قید حیات نباشند برادری که متأهل است سایر برادران و خواهران خود را در حمایت می گیرد و یا برادر بزرگ که مجرد است خانواده را اداره می کند .
ازدواج
ازدواج که آغازیست به زندگی مشترک دو فرد در جامعه زرتشتی ، هم چون سایر ادیان امری مقدس شمرده می شود و همواره از سوی مفسرین اوستایی بدان تأکید شده است . مراسم زناشویی که با تشریفات فراوان پس از خواستگاری و نامزدی انجام گرفته است دارای چهار مرحله بوده که به ترتیب :
1- وکیل پرسان 2- گواه گیران 3- عروس کشان 4- پاتختی ولی امروزه در تهران عروس و داماد با حضور خود در معبد از اجرای مراسم وکیل پرسان و عروس کشان به تدریج کاسته شده است . بدین صورت که پس از مراسم گواه گیران و ثبت ازدواج در معبد عروس و داماد و حاضرین رهسپار مراسم جشن و سرور که بدین منطور برپاست می شوند در مورد مسئله ازدواج نکته ای که باید بدان توجه شود ممنوعیت تعدد زوجات است تنها در صورت فوت است که ازدواج مجدد صورت می گیرد . شخصی که همسرش را از دست داده می تواند پس از گذشت یک سال همسردیگر اختیار کند . شیوه تک همسری که از دیر باز در جامعه زرتشتی ایران معمول بوده است خود می تواند نمونه ای از عدالت در رشد اجتماعی باشد . طلاق نیز در جامعه آنان مفهومی ندارد مگر آنکه اثبات شود یکی از همسران نورم های اجتماعی را زیر پا گذاشته یا گامی بر خلاف عفت و پاکدامنی برداشته است و از این روست که زن مطلقه بدان به چشم نمی خورد . به عبارت دیگر طلاق در آئین زرتشتی اختیاری ثبت و در اجرای مراسم زناشوئی قید مهریه و یا مبلغی به عنوان صداق از سوی داماد لزومی ندارد و معمول نبوده است . امروزه در آئین زرتشتی 9 مورد را جهت جدائی همسران از یکدیگر معین و تنها در این موارد پس از صدور رأی دادگاه حق طلاق داده می شود .
در آئین زرتشتی سن ازدواج برای دختران 15 سال و برای پسران 18 سال تعین شده است . ولی امروزه بامشکلاتی که سد راه ازدواج در این جوامع ایرانی است سنین ازدواج چه در مردان و چه در زنان افزایش یافته است .
به راستی که تفاوت سنی در ازدواج دارای اهمیت است برتری سطح معلومات و سواد در انتخابات همسر اهمیت ندارد .
ازدیاد و یا کاهش نسل
از متأهلین ثبت شده 9/10 درصد آنان فرزندی نداشته اند از این تعداد بیشتر آنان کسانی هستند که تازه تشکیل خانواده داده اند و تنها آنان شامن داشتن فرزند را از دست داده اند 4/2 درصد را شامل می شوند .
میانگین تعداد فرزندان سالم در خانواده هایی دارای فرزند (1/89) در نسل حاضر 68/2 است . همین میانگین در نسل گذشته به 70/4 رسیده است و با توجه به اینکه نسل حاضر در حال ازدیاد است 68/2 نسبت به رشد کامل (70/4) آن در نسل گذشته رقم کلی نیست .
ولی با توجه به پرسشی که در مورد فوت فرزند شده است در نسل حاضر 15 درصد و در نسل گذشته 3/50 درصد از خانواده ها فوت فرزند داشته اند . نکته مهم در این مورد نسبت فامیلی شوهر و همسر در این خانوار است که بین 31 الی 41 درصد در نسل تغییر می کند . با توجه به این خانواده ها در دو نسل و با توجه به رشد نسل حاضر در تعداد خانواده ها و فوت شدگان آنان تفاوت زیادی مشاهده می شود که علت آن را می توان بهداشت و رفاه بیشتر نسل حاضر دانست .
فائزه کاظمی
علوم تربیتی