زنان و بازار کار
اغلب ما متوجه می شویم که به واسطه موقعیت شغلی به دو گروه تقسیم شده ایم: زنان در مدارس بیمارستان ها وسوپر مارکت ها متمرکز شده اند در حالی که مردان در تجارت وامور مالی به کار مشغول هستند از سوی دیگر جنسیت ها توسط سلسله مراتب واز یکدیگر جدا می گردند بدین ترتیب مردان هنوز در رآس هرم هر کار صنعتی قرار دارند حتی در جایی که اکثریت کارکنان آنجا را زنان تشکیل می دهند . نتیجه این تقسیم عظیم کاری در محل کار ها این است که زنان تقریبا به طور ثابت وتغییر نا پذیر به طور چشم گیری کمتر از مردان مزد دریافت می کند. جدایی با این عمق وشدت تصادفی اتفاق نمی افتد .زنان طبیعتا به تمیز کردن دستشویی ها یا نامه رسانی کشیده نمی شوند و بهتر از مردان هم این قبیل شغل ها را انجام نمی دهند. مردان لزوما رهبر متولد نشده اند که دستور دهند و نتواند یک جارو را به جای شمشیر دست بگیرند مشاغل با میزان دستمز ونیز جنسیت مشخس گردیده است و تقریبا زنان همواره برای رایه هر کاری دستمزد کمتری دریافت می کند. قانون پرداخت برای توسعه پیدا کرده و شامل مشاغلی با ارزش های برابر گردیده تا اختلاف دستمزد کار زنان ومردان را کم کند اما تکفیف بین جنسیت ها در کار توسط کار فرمایان ودولت حفظ وتشکیل می شود تا بدین وسیله زنان را بعنوان یک منبع کار ارزان قیمت اتثمار کنند و از این رهگذر اتکای زنان به مردان را همیشگی کنند. به رقم قانون فرصت های برابر زنان باید کار هایی با دستمزد کمتر را باید که به جنسیت هایشان مربوط می شود انتخاب کنند. در مورد زنان چنین تصور می شود که آن ها دارای روابط عمومی خوبی هستند. در نتیجه ان ها را در پای صندوق های بانک ها وتعاونی ها ومسکن که هیچ راه پیشر فتی ندارند به کار می گمارد لین اشبرند در تحقیق وبرسی گسترده خود پیرامون لگوهایی استخدام در تعونی های مسگن که در سال 1989 انجام داد دریافت که صد در صد استخدام زنان در دوایر منطقه ای بعنوان صندوق دار صورت گرفته است.کاری که یک زن انجام می دهد هنوز کم ارزش تر از کاری که یک مرد انجام می دهد تلقی می شود در چشت این تصور غلط این ایده نهفته است که زن حقیقتا به پول نیازی ندارد و جایی در پشته این غضایا مردی هست که مایل است از مراقبت کنند. خوب نگاهی به اطراف خود بیندازید چنین مردانی در حال انقراضند با وجود این که اختلاف حقوق بین مردان وزنان بسیار بارز است اما سد هی تبعیض بعید است شکسته شوند مردان چنان که انتظار می رود اکراه دارند که به دنبال کار زنان با دستمزد پایین تر بروند ونمیتواند با ورود زن ها به عرصه کاری آنها کارشان بی ارزش شوند. همان طورکه زنان بیشتری قابلیت وتوانایی به دست می اورند که در کار هایی که زمانی درانحصار مردان بود پذیرفته شوند الگوهای جدیدی از تفکیک جنسیت شکل گرفته و نمایان می شود تخصص افزایش یافته در شغل هایی نظیر حسابداری قانون وپلیس کمک میکند تازنان در عرصه های خاصی محدود شوند تصاویری از بین رفتن تبعیض زن و مرد در عرصه های سیاسی واجتماعی زنان پلیس کره جنوبی بنا برین اغلب زنان حقوق کمتری دریافت می کنند صرفا بین خاطر با زنان دیگر مشغول کار می باشند .که در نتیجه نرخ دستمزد بازار کار را کاهش میدهد یک مرد جوا ن که در میان 50 زن در مرکز پخش تایپ محصور شده است به یک پژوهشگر ونویسنده دانشگاهی به نام ترازریز گفت که وی قادر نیست با یک چنین دسمزد پایین امرار معاش کند وبه زودی به موسسه دیگری منتقل می شود ولی از زنان انتظار می رود که با این وضعیت کنار بیایند .داستان فرصت های برابر این مسـءله ها را مطرح می کند که فرار به سوی شغل های با دستمزد بیشتر نیز برای این زنان امکان پذیر است اگر انها از این فرصت ها استفاده نکنند تنها باید خودشان را مورد سرزنش قرار دهند . در حقیقت دو مسیر شغلی مجزا وجود دارد زنانی که از مسیر سرعت موفقیت بخاطر وجود یک سری موانع بر سر راه که سقف شیشه ای نامیده می شود کنار گذاشته شده اند مردان از پلکان سلسله مراتب بالا می رود در صورتی که زنان باید در مسیر طولانی به سمت هیچ کجا با سختی وتلاش طی طریق کنند یا این که تلاش کنند با چکمه های بادکش دار از یک دیوار آجری بالا روند .مردان مخالف از آن می پرسند که برتری زنان پرستیژ وحقوقی شغلی آنان را پایین بیاورد .
برخی دیگر از کارهای انحصار که مردان در واکنش نسبت به زنان انجام می دهند می توانند اشکال روشن واشکاری به خود بگیرد مثل آزار جنسی یا خصومت آشکار مخالفت ظریف و نا محسوس تر بر اساس این فرض بنا شده که زنان تنها به دنبال شوهر وبچه هستند واین که مسءله کار کردن آنها تنها وقت گذرانی است . تا این که مرد منا سبی از راه برسد و با انها ازدواج کنند این داستان بر این اسا س بنا شده است که زنان نه شغلی دارند ونه حرفه ای دارند که صرف نظر از زندگی شخصی شان دنبال می کنند.
برداشت از:
کتاب زنان وتبعیض - کیت فیگز – مترجم، اسفندیار زند پور به دوخت مال امیری
فاطمه پیری