در باره نویسنده
خانم ایولین رید (1979-1905) آثار بسیاری درباره چگونگی آغاز ستم به زنان و مبارزه برای رهایی آنان نوشته است.
او در سال 1940 به جنبش سوسیالیستی پیوست و تا هنگام مرگ جزو اعضای رهبری حزب کارگران سوسیالیست باقی ماند.
بیش از چهار دهه برای گرفتن حقوق صنفی و دموکراتیک و هم سویی با پیکارهای انقلابی سراسر جهان به مبارزه پرداخته است.
در همان حال که عضو فعال جنبش آزادی زنان در دهه های (1960-1970) بود یکی از پایه گذاران ائتلاف ملی قانون سقط جنین هم بود.
مقدمه:
زنان به نیمی از جامعه همواره در معرض شدیدترین برخوردها قرار داشته اند. ازیک سو تحت سیطره عوامل سودجوی حاکم بر جامعه بوده واز سویی دیگر
 مورد پرخاش و ستمگری مردان همان جامعه قرار دارند و یا به عبارت دیگر
هم کار فرمایان آنها بهره کشی می کنندوهم در خانه از طریق بردگی خانوادگی
ستم می بینند.
ناآگاهی از ریشه های این ستم باعث شده که آنان برای مقابله با ان به راه هایی به غیراز آنچه واقعیت داشته کشیده شوند.
بدین سبب آشنایی با ریشه های اصلی این تقابل بسیار حائزاهمیت است.
نسل جدیدی اززنان ومردان امروزه به خیابانها میریزند تا از حقوق زنان پشتیبانی کنند.
در گوشه وکنار دنیا-ازایرلندتا آفریقای جنوبی وآمریکا-لایه های جدیدوجنگنده طبقه کارگر می آموزند به دفاع ازاین حقوق وپیشرفت ان همچون دفاع از حقوق دموکراتیک همه مردم ومنابع تاریخی کارگران بنگرند.
پس از سالها خمودی و سلطه پذیری در برابر وضعیت گفته شده زنان آمریکایی  بیش از پیش برخاسته وبرای زور آزمایی با دستگاه سرمایه داری به شورشیان سیاه پوست ودانشجویان ترقی خواه می پیوندند.
این پیشروان می خواهندکه به وضعیت درجه دومی جنس  زن پایان داده شود.
زنان تازه بیدار شده نیز می خواهند بدانند که چگونه وچرا به انقیاد مردان درآمده اند و در باره ان چه می توانند بکنند.
هرگاه که آنان درپی توضیح ترمی ایند با ناامیدی در می یابند که در باره این موضوع اطلاعات بسیار اندکی در دسترس است . از زمان های پیشین تا امرورز آثار بسیاری موجود است که پیشرفت نوع بشر رابدون فرق گذاری بین زن و مرد نشان می دهد. بدین سبب تازه باید درباره نقش زنان در پیشرفت اجتماعی به روشنگری بپردازیم .باهمان شیوه وبه دلایلی که کوشش ها و پیروزیهای کارگران واقلیت های ستم دیده را نادیده گرفته اند .
 برای نمونه زنان در جامعه  پیش از شهرنشینی از نظر اقتصادی مستقل  واز نظر جنسی آزاد بودند . آنان به شوهران پدران ویا کارفرمایان مرد برای گذران زندگی وابسته نبودند وبرای هر آنچه که جلوی آنها می انداختند فروتن وسپاسگزار نبودند.درجامعه اشتراکی زن ومرد با هم به سود همه جامعه کار می کردند و در درآمد خود برپایه ای برابر شریک بودند.براساس آداب ورسوم خود شیوه زندگی جنسی خود را تعیین می کردند.زنان عهد قدیم « پذیرنده» نبودند تا پشتیبان بخواهند زیر بار زور بروند -فریب بخورند- واستثمار شوند .
بلکه به سان موجودی تولید کننده وزاینده رهبران مورد قبول جامعه مادر سالار بوده ودر نزد مردان ابرو واحترام بسیار داشته اند .
زنان و خانواده
 نگرشی تاریخی
همه می دانند که ما دردوره ای از تنشها ونا ارامیهای فزاینده اجتماعی زندگی می کنیم .
شاهداین ادعا تظاهرات اعتراض امیز وجنبش های آزادیخواهانه ای است که عنوان مهم روزنامه ها درباره انهاست.
مهمتراز همه خشم مردم امریکا دربرابر جنگ ویتنام است. واشنگتن تا کنون ملیاردها دلار پول را به هدر داده درحالی که نیازهای ابتدایی مردم امریکا به مسکن- آموزش -مراقبتهای بهداشتی- رفاهی را نادیده گرفته است.
درجامعه سیاه پوست شورش هایی  رخ می دهد که خواهان پایان بخشیدن به جنگ نژاد پرستی  است.
دانشجویان بر آشفته از نظام زورگویی و شستشوی مغزی در تلاش هستند تا دانشکده ها  ومدارس عالی رااز سلطه شرکتهای تجارتی ومالی بزرگ برهانند.
پس تعجب آور نیست که به همراه این موج ناخشنودی وسیتیزه جویی روحیه بیداری و جنبش آزادیخواهانه زنان از نو روی دهد.
در میان پیشتازان این جنبش که خواهان حقوق وآزادی زنان هستند.زنان جوان امروزی به ویژه دانشگاهیان الگوها ورهنمودهای سنتی را که زندگی زنان را به شوهر خانه وخانواده محدود می کند به زیر سوال میبرد.
آنها دچاراین بدگمانی اندکه فریب باورهای نادرستی را خورده اند که زنان را از جنس دوم یا جنس پست تر میداند وباید به نقش کمی بیشترازکلفت آشپزخانه یا پرگو ونق زن خانگی رضایت دهند.
 این زنان به درستی می اندیشند که همانگونه که از اندامهای زایشی وجنسی برخوردارند دارای مغزواستعداد نیز هستند اما از نمایاندن توانایی های خلاق خود در بسیاری از عرصه های زندگی محروم شده اند.
بیشتر زنان این نکته را نمی دانند پیش از پیدایش جامعه طبقاتی این دشواریها وجود نداشت وزنان در جامعه کهن بدوی برای یک بار تاریخ از جایگاه ارجمند برابری جنسی برخوردار بودند که پس از ظهور جامعه طبقاتی ان را از دست دادند.
آنها به طور مبهم ازاین وضعیت آگاهند که و زیردست بودن زنان به استثمار کشیدن کارگران وتبعیضی که برابر سیاهان وسایر اقلیتها اعمال میشود همگی به هم وابسته اند. امروزه دنیای علم پذیرفته که زندگی آدمیان  یک ملیون سال پیش  یا پیش تراز ان آغاز شده است.
وپیش از اینکه بشر به مرحله انسان خردمند برسد به صورت انسانواره وجود داشته است.
موفق ترین تئوری پرداز روش تکاملی ماتریالیستی لوییس مورگان بود.
که برای توضیح سه مرحله برای پیشرفت بشر استفاده کرد: از وحش خوئی بربریت تا تمدن(شهر نشینی) امروزه می توانیم برای هریک از سه دوره ی  تاریخی حتی میزان زمانی را تعیین می کنیم.
پیش تر از همه دوره ی وحش خوئی بود که در مقایسه با دوره های دیگر طولانی ترین بود تقریبا نود و نه درصداز زندگی بشر در کره زمین را در بر می گیرد عصر بربریت نزدیک به هشت هزار سال پیش با کشاورزی ودامداری آغاز شد.زندگی شهری تنها از حدود پنج هزار سال پیش شروع شده است.
انگلس درکتاب مشهور خود منشا خانواده مالکیت خصوصی ودولت که در سال 1884به چاپ رسیده چنین بیان می کند که بنیادی ترین نهادهای طبقاتی جامعه ما به شرح زیر است:
نخست آنان در جامعه بی طبقه بدوی ابزار تولیدرا به طور اشتراکی  در مالکیت داشته اند.
نیازمندی های هر عضو جامعه بر اساس برابری با سایرین در اختیار او قرار می گرفت.
که از بنیاد با جامعه ما تفاوت دارد چیزی به نام طبقه فرمانروای ثروتمند که در بالا بایستد و برای سود جویی وکسب قدرت به استثمار طبقه ی کارگر بپردازد وجود نداشت در نتیجه جامعه ی بدوی را کمنیسم ابتدایی خواندند.
دوم ابزار زور دولتی با گروه مردان مصلح وپلیس وجود نداشت تا وسیله ی اجرایی طبقه  حاکم وثروتمند باشد وکارگران را در انقیاد نگاه دارد.
 جامه ی بدوی ایلی خودگردان ودمکراتیک بود جامعه ای که همه با هم برابر بودند و این برابری زنان را نیز در بر می گرفت.
سوم درحالی که جامعه طبقاتی ما در ساختار خود پدرسالاری است که واحد آن طایفه پدری است،   جامعه بدوی مادر سالاری بود که واحد آن ژن یا طایفه مادری  بود ازهمه مهمتر اصل برتری مردانه که بااین اسطوره پشتیبانی می شود که زنان از جنس فرودست به شمار می روند تنها در جامعه پدر سالار ماوجوددارد در نخستین دوره سیستم مادرسالاری که برپایه اصول اشتراکی برپا شده بود چنین چیزی یعنی سلطه یک جنس برجنس دیگر وجود نداشت همانطور که سلطه طبقه  ثروتمند فرمانروا بر توده  کارگران نیز در میان  نبود.                  
  انگلس بر این نکته تاکید می کرد که در دوره پیش از تاریخ که این              
 نهادها ی طبقاتی وجود نداشت، زنان جایگاه بسیار بلندی را به دست
آورده واز آزادی واستقلال بهره مند بودند، که در تضاد آشکار با موقعیت زیر دست ودنباله رو وخوارشده زنان سراسر دوره در جامعه طبقاتی است.
یکی از افسانه های مورد پسند جامعه ی ما این است که زنان به حکم طبیعت از جنس پست ترند، چون کار زادن وپرورش فرزند بر عهده  آنهاست.
این افسانه به گوش همه می رسد، و زن در خانه می ماند تا از فرزند خود مراقبت کند بنابراین جای زن در خانه است.
وقتی او"موجود خانگی"شد البته از نظر اجتماعی "هیچ کس" یا "جنس دوم" به حساب می آید ،در حالی که مردان که پیشاپیش زندگی اقتصادی، سیاسی وروشن فکری اند جنس برتر به شمار می روند.
تبلیقات پدرسالیرانه، از وظیفه مادری زنان برای توجیح نابرابری زن و مرد در جامعه ی ما وجایگاه پایین تری که زنان اشغال کرده اند بهره می گیرد.
همان طور که انگلس اشاره می کند همه جوامع بر پایه دو ستون تولید و زایایی استوارند. پس زنان، به این دلیل که هم خلق کننده زندگی جدید و هم تولید کننده نیازهای زندگی بودند به رهبری و فرمانروایی جامعه خود رسیدند، و توانستند این کار را به انجام برسانند.
چون تولید کنندگان در جامعه گروهی واشتراکی با هم کار می کردند،
و به شکل خانوارهای جداگانه، پراکنده نبودند که هر زنی در گیر کار فرزندان خود باشد.
همه اینها را می توانستند انجام دهند چون قدرتی حاکم بر بالای سر آنها نبود که بگوید چه باید بکنند ویا در کار آنها محدودیت به وجود آورد.
افسانه فرو دستی زنان
یکی از ویژگی های آشکار سرمایه داری وهمه جوامع طبقاتی، نابرابری جنسی بین زن ومرد است.
مردها در اقتصاد،فرهنگ،سیاست و زندگی روشن فکری برترند و زنان نقش زیر دست و فرمانبردار را بازی می کنندوتنها در سالهای اخیر است که زنها ازآشپزخانه ها وکودک سراها برای چالش با انحصار گری مردها به بیرون آمده اند .
اما هنوز نابرابری اصلی پابرجا است . بر پایه ی این وضعیت تاریخی،
 پاره ای ادعا های نادرست در باره برتری اجتماعی جنس مرد همچون اصلی ثابت و ابدی، رواج یافته است.
 و این طور وانمود شده که برتری اجتماعی مردان  به سبب برتری طبیعی آنها است. بنابه ادعای این افسانه ها، نیرومندی فیزیکی و ویژگی ها ی روانی موهبتی است که طبیعت به مردم بخشیده است.
این یک دروغ پردازی در باره تاریخ طبیعی و اجتماعی است . این جامعه طبقاتی بود نه طبیعت که زنان را به رده پایین تر ومردان را به رده بالا تر کشانید. درست است که مردان  برتری اجتماعی خود را در مبارزه با زنان و پیروزی بر آنها به دست آوردند.
اما این مبارزه جنسی جزو یک مبارزه بزرگ تر اجتماعی بود، یعنی واژگونی جامعه ابتدایی و بر پایی جامعه طبقاتی .
 فرو دستی زنان ثمره یک سیستم اجتماعی است که نابرابری ها ،فرودستی ها و فروداشت های بی شمار دیگری را هم به وجود آورده و پرورانده است. اما این تاریخ اجتماعی را پشت این افسانه که زنان به طور طبیعی از مردان پست ترند، پنهان کرده اند.
این جامعه طبقاتی بود نه طبیعت که زنان را از حق شرکت در وظائف برتر اجتماعی محروم کرد.
در جامعه بدوی، زنان نه مقدس بودند نه حقیر، بلکه رهبران اجتماعی و فرهنگی جامعه بودند.جامعه بدوی از نابرابری اجتماعی، زیر دست شمردن بخشی از جامعه، یا تبعیض چیزی نمی دانست. جامعه ابتدایی کاملا برابری خواه بود. در واقع، با رهبری زنان بود که مردان از وضعیت عقب افتاده به نقش اجتماعی و فرهنگی بالاتر رسیدند.
در جوامع ابتدایی، مادر بودن نه نشانه فرودستی بود و نه بلای طبیعی، بلکه موهبت بزرگ طبیعی شمرده می شد. مادری به زنان قدرت و آبرو می بخشید، و برای آن دلیل های بسیار خوبی وجود داشت.
          
خانواده-اجتماع
خانواده بدوی همه اجتماع بود. روش زیستن آنها به جای فردگرایی زندگی، گروهی بود. در این مورد گوردون چایلد چنین می نویسد:
«صنایع عصر نوسنگی را به نام صنایع خانگی نشان داده اند. با  همه این حرفها ،سنتی فردی نبوده بلکه سنتی جمعی بود است. تجربه و خرد همه افراد جامعه روی هم جمع می شد....و از پدرو مادر به صورت نمونه کار یا پند و اندرز به کودکان می رسید.»
 زنان در صنعت –علم و پزشکی    
اولین تقسیم کار بین مردو زن اغلب با یک فرمول گمراه کنند و ساده بیان می شود. می گویند مردها شکارگر و جنگجو بودند، اما زنان در چادر یا خانه محل سکونت خود می ماندند، گودکان را پرورش می دادند ، غذا می پختند و سایر کارها را انجام می دادند. این گونه تو صیف ها این تصور را به وجود می آورد که زندگی خانگی بدوی،همتای بدوی تر خانه امروزی است. که در آن مردان همه نیازمندی های جامعه را فراهم می ساختند، و زنان تنها در آشپزخانه و کنار کودکان پرسه می زدند. چنین دریافتی تحریف آشکار واقعیت است.
به غیر از تفاوت در شیوه به دست آوردن مواد غذایی ،هیچ گونه تقسیم کاری بین مرد و زن در همه فرم های بالاتر وجود نداشت. به این دلیل ساده که تمام زندگی صنعتی جامعه بدوی به دست زنان سپرده شده بود.
برای نمونه آشپزی، همان آشپزی نیست که در کشورهای صنعتی مدرن می شناسیم. در آشپزی تنها یک تکنیک وجودداشت که زنان آن را در نتیجه کشف و مهار آتش به دست آورده ودر آن مهارت داشتند و آن پخت غذا روی حرارت مستقیم آتش بود.
 آرایش- مد وبهره کشی از زنان
برخی از زنان گمان داشتند که لوازم آرایشی و مد برای بهتر شدن نمای ظاهری زنان ضروری است. بنابراین از بهره گیری از لوازم آرایشی حمایت کردند و آن را یکی از «حقوق» زنان دانستند. به گمان دیگران، هر چند زنان این حق را دارند که هرچه می پسندند ،بپوشند و هر آرایشی را که دوست دارند به کار برند، اما در دنیای واقعی، حق انتخابی در بین نیست، بلکه گونه ای فشار اجتماعی زیرکانه وجود دارد. زنان در این سیستم سرمایه داری رقابتی بی رحم، در واقع می بایستی لوازم آرایش به کار برندواز تازه ترین مدها استفاده کنند. پس زنان آماج بهره کشی فروشندگان لوازم آرایش و مد سازان کارخانه هائی شدند که در وهله نخست کارخانه را برای سود چند میلیونی بنیاد نهادند،نه برای سود رسانی به زیبایی زنان .
 سود جوئی از پوست و اندام زنان
سه دسته سود جو وجود دارند که از توده زنان بهره ها می برند. آنها با زبان بازی و فریب کاری خود زنان را وادار کرده اند که در جستجوی زیبائی، پول خودشان را به جیبشان سرازیر کنند:
آنهائی که با دستکاری در بدن زنان می خواهند آن را به اندازه استاندارد و مدپسند در آورند.

آنهائی که پوست و این اندام دستکاری شده را با لوازم آرایش، رنگ ها،لوسین ها،عطرهاوغیره می آلایند یا رنگ آمیزی      می کنند.
آنهائی که این اندام دستکاری شده و رنگ آمیزی شده را با لباس ها و جواهرات آخرین مد و غیره می پوشانند.
در گروه نخست اگر زنی بخواهد زیبا شود باید وزن واندازه معینی داشته باشد وحتی یک انس کمتر یا بیشتر نباشد. در نتیجه زنانی که با این نمونه دلخواه خط تولید تفاوت داشته باشد به رنج واندوه همیشگی دچار خواهند شد.
زنان کارمند و کارگر، نگران و سر خورده از بار سنگین زندگی  جامعه سرمایه داری که از ریشه ناکامی های خود آگاه نیستند ،همیشه به این سو گرایش دارند که زشتی و بی ریختی خیالی خود را سرچشمه همه مشکلات خویش بدانند و قربانی عقده ی حقارت بشوند.
سر انجام سود جویان مد، گزینش عذاب آوری دربرابر زنان نهاده اند. زمانی که سرمایه داری همه گیر شده، ما زنان باید از دستورهای مد و آرایش پیروی کنیم . در غیر این صورت به عقب افتادگی اقتصادی واجتماعی دچار خواهیم شد. پس وظیفه ما این است که هم سیستم سرمایه داری یعنی سر چشمه این بدبختی ها و هم ماشین بزرگ تبلیقات ان را که به زنان زود باور می گوید که راه رسیدن به عشق و موفقیت جز خرید اشیای مختلف نیست ،را رسوا نماییم .
 بررسی جامعه شناختی برجسته ای است- چالشی دیر اغاز شده در برابر افسانه پردازان مزدوری که تصویر خوشایند و افتخار امیز از «زن خانه دار قهرمان خوشبخت»ساخته و بر زنان امریکایی تحمیل کرده اند.
به جای زنان هوشمند-افرینش گر وهم غم خوار مردم تصویر زن «زنانه» پیدا شد. زن خانه دار  کله پوک به چهار دیواری«دنج» یک خانه زیبا راضی شد نویسنده می نویسد: همین که «راز و رمز زنانه» شتاب گرفت زندگی خانوادگی «به صورت مذهب در امد الگویی که اکنون زنان یا باید برابر با ان زندگی کنند یا زنانگی خود را حاشا کنند»
پس برای بسیج زنان که از شکست های خود پشتیبانی کنند واقعیت های مربوط به مبارزان پیشتاز و حقوق زنان را تحریف کردند.
  اگر چه بیشتر جهادگران طرفدار ازادی زنان- همسر-فرزندان و خانه داشتند انها را «پیر دختران تلخ کام محرومیت کشیده جنسی» که از براوردن نیازهای زنانه همسری و مادری خود می باشند توصیف کردند. از خصلت های نا بخشنودنی این زنان شاد و سرزنده «لذت» انها از شرکت در مبارزه برای دگرگونی اجتماعی بود!

ایولین رید – ترجمه، افشنگ مقصودی

مریم لطفی