مشارکت زنان در اجتماع و در قبال اشتغال ، از سویی منبع تامین  درآمداست و از سوی دیگر مشکلاتی را برای آنان فراهم اورده است .

     اشتغال زنان در خارج از خانه موضوع جدیدی نیست .از زمانی که محیط کاری و خانوادگی زنان از یکدیگر جدا شد و ایشان برای کار و فعالیت به خارج از خانه رفتند ، به موضوع اشتغال زنان با دیدگاه جدیدی نگریسته شد .دیدگاه عصر حاضر نسبت به نقش شغلی زنان سبب شد که بخشی از اجتماع به این موضوع با تردید نگاه کنند .بسیاری از جامعه شناسان اعتقاد دارند که هیچگاه موضوع اشتغال زنان در خانه و خانواده محدود نبوده ،بلکه زنان همیشه و در همه عرصه های اقتصادی فعالیت داشته اند و حتی کار آنان ضروری تلقی می شده است.به گفته هایمز زنان همواره منبع با ارزش نیروی انسانی در خانواده محسوب می شدند و در تولید غذا و درآمد نیز نقش مثبت ایفاء کرده اند .

     اما در عصر حاضر در الگوی کار زنان تغییرات مهم و اساسی روی داده است . این تغییرات ابتدا در تعداد زنان شاغل و سپس در کیفیت اشتغال آنان حاصل شده است .

     به گفته هایمز در نیمه دوم این قرن در جهان افزایش چشمگیری در تعداد زنان شاغل 15 ساله وبالاتر که دستمزد می گیرند نسبت به کل جمعیت مشاهده می شوند .روند افزایش زنان شاغل در ابتدا در کشورهای پیشرفته صنعتی رخ داده است . اما در کشورهای در حال رشد اکنون این روند درحال افزایش است . بین سال های 1950 و1985

رشد نیروی کار زنان از 37 درصد به42 درصد و مشارکت آنان در کل اشتغال نیز از 28 به 32 درصد رسیده است .با بررسی این آمار متوجه می شویم که کار زنان در مشاغل دستمزدی افزایش داشته است با وجود این ، اکثر زنان در مشاغلی که دارای دستمزد پایین  می باشد،متمرکز شده اند (گیدنز، آنتونی ،1373،ص 543) درهرحال ،از زمانی که زنان  وارد عرصه کار اجتماعی شده و در مقابل کار، مزد دریافت می دارند ، مخالفت بااشتغال آنان نیزآغازشده است (محسنی،منوچهر،1379،ص 401).موانع و مشکلات شغلی زنان نیز فراوان است. باید اذعان کرد که اجتماع هرگزنتوانسته ایده آل شغلی مناسب برای زنان بوجود اورد .فقدان

 

 

 امنیت شغلی ومالی، افزایش نیاز به ساعات طولانی تر برای کار به دلیل کسب درآمد بیشتر، مشکلات خانوادگی و شخصی ، عدم وجود امکانات مناسب برای مراقبت و نگهداری از فرزندان کوچک ،... بخشی از موانع جدی زنان شاغل محسوب می شود .  مسایل جدید زنان شاغل ناشی از ترکیب نامتجانس خانه داری و شغل خارج از خانه است .

 

ویژگی های اشتغال زنان درایران

 

      به طور کلی مشارکت اقتصادی زنان در سراسر دنیا روند رو به رشدی یافته و به نظر می رسد که این روند تسریع نیز شده است . اما هرگاه پیشرفت برای زنان با موانع اساسی رو به رو بوده است . در جامعه ایران ، تحول مشارکت اقتصادی زنان بخشی از مجموع تحولاتی است که در رابطه با مشارکت زنان در اجتماع صورت گرفته است . در اثر رشد فزاینده مشارکت زنان دراجتماع ، به خصوصیات و ویژگیهای جدیدی و شاهد شرایط جدیدی درحوزه اشتغال برای مردان و زنان است .

       ویژگی های مترتب بر جامعه ایرانی که خصوصاًنقش اجتماعی زنان را نسبت به گزشته برجسته تر کرده و در ضمن نشانگر حرکت رو به جلوی آنان می باشد به شرح ذیل می آید:

       یکی از ویژگی های جامعه ایرانی ، تغییرات اساسی سیاسی ، اقتصادی واجتماعی است که در نقش زنان نیز تأثیر گذاراست . زنان به دلیل توانایی ها واستعداد هایی که دارند درچند دهه اخیر توانسته اند در عرصه اجتماعی- اقتصادی ظاهرشوند وجامعه نیز توانسته از توانایی آنها بهره گیری نماید . آمار وارقام نشان می دهد که سهم نیروی کارزنان در اشتغال در ایران درسال های بین 1355 الی 1375 تغییرکرده است به طوری که بین سال های 1355 الی 1365از79 /14درصد به 9 /10 درصد کاهش ومجددأ تا سال 1375 به 1 /9 درصد افزایش داشته است .

       در عین حال ،اگر مسأله اشتغال جمعیت کشور را بر حسب جنسیت مطالعه نماییم متوجه می شویم که تمام اشتغال ایران در دهه 65-1355

 اخیر متعلق به مردان است در صورتی که اشتغال زنان درهمین دهه به طور متوسط 2 درصد کاهش نشان می دهد و این در حالی است که همواره نزدیک به نیمی از اشتغال زنان به صورت کارکنان خانگی بدون مزد بوده است. (توسلی، غلامعباس،1375،ص 216)

      ویژگی دوم، نقش عوامل اقتصادی، جمعیتی، فرهنگی وایدئولوژیکی است که در افزایش یا کاهش نقش اجتماعی زنان تأثیردارد . سن ، وضعیت تأهل ،درجه تحصیلات و امکانات شغلی از جمله علل و عواملی است که به شدت در کاهش یا افزایش اشتغال زنان دخالت دارند .

      به گفته محسنی (1379) درآمد سرپرست خانوار ، طبقه اجتماعی و سطح تحصیلات زنان در اشتغال آنان بسیار موثر است . نتیجه تحقیق وی نشان می دهد که هر قدر سطح تحصیلات ، طبقه اجتماعی و درآمد سرپرست خانوار بالاتر باشد ، میزان موافقت با اشتغال زنان بیشتراست .

با این وجود یکی ازمهمترین عواملی که همواره در کاهش یا افزایش نقش اجتماعی زنان موثر بوده نقش سنتی آنان در خانه یا خانواده بیشتر است.

اکنون به دلایل گوناگون فرهنگی و به خاطرعوامل سنت گرای خانوادگی و اجتماعی امکان اشتغال زنان درمشاغل دارای دستمزد خصوصامشاغل سطح بالا گسترش نیافته است .(توسلی،1375،ص 114 و 115 )

      ویژگی سوم ،سهم زنان شاغل درایران نسبت به سایرکشورهای جهان خصوصاًکشورهای صنعتی پیشرفته است"آماروارقام نشان می دهد که سهم زنان شاغل درایران به شدت کاهش یافته وثانیاً همین درصد کم درمشاغل محدودی نظیرمعلمی ومدرسی، بهره برداری کشاورزی، دامداری، الیاف کاری وبافندگی ،پزشکی ودامپزشکی، کارمندان دفتری واجرایی وماشین نویسی متمرکزشده اند"(راودراد،اعظم،1377،ص 32)

      کاهش نسبت اشتغال زنان بیسواد طی دهه های 1345 الی 1275 ویژگی دوم اشتغال زنان درایران است . سرشماری هایی که دراین دوره اجرا شده نشان می دهد که همانگونه که ازنسبت زنان شاغل بیسوادکاسته شده برتعداد زنان شاغل با سواد افزوده شده است . دراین رابطه نسبت زنان شاغل بیسواد از88 درصد درسال 1345 به 20 درصد درسال 1375کاهش یافته وبرعکس درهمین دوره نسبت شاغلان باسواداز5 /11

درصد به 80 درصد رسیده است. بیش ازیک چهارم این دسته زنان، دارای تحصیلات عالی هستند، آمارهای مکمل نشان می دهد که دردهه اخیربرسهم زنان با تحصیلات عالی دراشتغال افزوده شده و ازسهم زنان دیپلمه و باتحصیلات متوسطه در اشتغال کاسته شده است.(همان،ص28)

      ویژگی دیگر،سهم زنان شاغل دربخش های مختلف اقتصادی (کشاورزی،صنعت ،خدمات ) نشان می دهد آمار وارقام بیانگر این مطلب است که اکثر زنان شاغل در بخش خدمات شاغل اند وبقیه  آنها دربخش صنعت وکشاورزی اشتغال دارند . برای مثال درسال 1365 ، 50% زنان شاغل در بخش خدمات ، 27 % در بخش کشاورزی و22% در بخش صنعت شاغل بوده اند (توسلی ،1375،ص  218 )

       گستردگی بیکاری در میان زنان شاغل نسبت به مردان ، ویژگی        دیگر اشتغال زنان در ایران است . در شرایط بیکاری ، زنان کمتر به دنبال یافتن کارجدید ویا حداقل ثبت نام در دفاتر کار یابی برمی آیند ، بیکاری زنان تحصیل کرده نیز بیش از مردان است آمار سال 1365 نشان می دهد ازهر100 نفرفارغ التحصیل زن،30 نفربیکارویا جویای کارمی باشند درحالی که این رقم برای مردان10نفراست(همان،ص216 ) همانطورکه ملاحظه می شود سهم زنان در اشتغال همگام با توسعه اجتماعی پیشرفت نکرده است. توسعه وپیشرفت اجتماعی درجامعه نیازمند آن است که از زنان خصوصاًزنان تحصیل کرده در زمینه فعالیت اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی ،سیاست گذاری ها ،برنامه ریزی های کلان،دستیابی به راه هایی جهت مبارزه با فقرورسیدن به عدالت اجتماعی ،رفاه اقتصادی و توزیع عادلانه ومناسب درآمد سرانه استفاده شود.الگوی

تحول اساسی اشتغال زنان در جامعه اینگونه می طلبد؛اما هنوز زنان بسیاری وجود دارند که با وجود داشتن تحصیلات عالی ،نتوانسته اند شغل مناسب با تحصیلات خود را پیدا نمایند. این امرموجب کاهش سطح کیفی اشتغال درجامعه می شود. درنتیجه علیرغم آنکه امروزه، شرایط مناسب تری درجهت بهبود وضعیت اشتغال زنان درجامعه فراهم آمده است،اما سهم زنان دراشتغال موازی وهمگام با بهبود کمی وکیفی اشتغال درجامعه نبوده است.هنوزفاصله زیادی وجود دارد تا این خلع پر شود.

 

ویژگی اشتغال

 

     علیرغم موانع ومشکلات جدی اشتغال زنان جامعه، کاراجتماعی خصوصیاتی دارد که سبب جذب افراد به طرف آن می شود . کار ضمن آنکه عنصر تعالی بخش فکری و جسمی وروحی وروانی برای فرد محسوب می شود ،می تواند به تکمیل شخصیت فرد نیزکمک نماید. علاوه بر آن بر خورداری از یک شغل و بهره گیری از درآمد آن شرایط مناسب برای شکوفایی فرد را در جامعه فراهم می سازد.خصوصاً آنکه دریافت مزد درقبال کار جذابیت کار اجتماعی راافزایش می دهد.به گفته گیدنز کاراجتماعی خصوصیات و ویژگی هایی دارد که هر یک ازآنها می تواند به هویت اجتماعی فرد کمک نماید. گیدنزاین ویژگی راچنین بر می شمارد :

1- دریافت مزد یاحقوق

2- سطح فعالیت برای کسب و کاربرد مهارت هاو توانایی ها

3- تنوع وزمینه کاری

4- تماس اجتماعی که امکان فرصت های جدید دوستی ومشارکت مشترک را فراهم می سازد

5- حفظ هویت شخصی که افراد در غالب اشتغال آن را بهتر می توانند حفظ نمایند

      به نظر گیدنز جذابیت هر یک از این ویژگی ها تا اندازه ای است که انگیزه افراد را برای کسب و کارهای مزد بگیری افزایش می دهد.   

      امکان کسب تخصص ومهارت های فنی وحرفه ای وهنری زمینه ی مساعدومثبتی برای زنان شاغل بوجود آورد تا نه تنها به بهبود وضعیت شغلی آنان کمک نماید بلکه به آنان در احراز هویت مستقل،توانایی تصمیم گیری،افزایش اعتماد به نفس و... بیانجامدو ورود آنان را به عرصه کاروتلاش اجتماعی آسانتر نماید.به گفته فیلد مادران شاغل تصویر مثبت تری ازخود نسبت به زنان خانه دار دارند.اما معتقد است که

زنان دیدگاه های متفاوتی نسبت به خود دارند.اما زنان شاغل اعتماد به نفس ومثبت اندیشی بسیاری نسبت به خود ابراز می کنند.

    هکر نیز معتقد است هردوگروه زنان شاغل وخانه دار برای زنان شاغل خصوصیات مطبوع ومثبتی عنوان کرده اند.به نظر آنها زنان شاغل زنانی تحصیل کرده،مطلع وهدفمند می باشند.ضمن آنکه خصوصیات مثبت دیگری نیزدارند که بیشترجنبه شخصی دارد.نظیر آنکه آنهاهمسران خوبی می باشند ویا اینکه بسیاردوست داشتنی هستند .

      با وجود احراز نقش های دوگانه زنان شاغل، آنان نسبت به فعالیت خود احساسات مثبتی دارند. زیرا اگرامکان هماهنگی میان کاروخانه وبیرون ازخانه برای این دسته زنان وجود نداشت.احتمال آنکه آنان در بیرون از خانه مشغول به کار نشوند بیشترمی شود وحال آنکه می بینیم تعداد کثیری از زنان در بیرون از خانه مشغول به کارمی باشند.به علاوه آنکه ضرورت کار زنان در بیرون از خانه ،امروز بیشتر از گذشته نمایان شده است. در هر حال، اینکه خروج زنان ازخانه فواید ومضراتی در پی داشته مطلب روشنی است اما اگر اجتماع نیازمند کار آنان نبودهرگز امکانات وجود را برای اشتغال آنان نیز فراهم نمی ساخت.

   ویژگی های اشتغال دراجتماع آثاری نیز برجای می گذارد که ماحصل آن را می توان اینگونه بیان کرد:

 

1-  خروج زنان از خانه

 

خروج زنان از خانه مهمترین اثری است که در زندگی آنان بوجود آمده است.درحالی که آنان درگذشته بیشترین اوقات را در خانه می گذراندند،اکنون بخش عمده ای از اوقات خود را در محیط اجتماعی و شغلی می گذرانند،این مطلب باورهای اجتماعی را دچار تردید کرد.

درحالی که وظیفه رسیدگی به امور خانه و خانواده همچنان به عنوان وظیفه اصلی زن تلقی می شود،اما ورود به اجتماع از جهت آنکه تحول فکری وفرهنگی واجتماعی را با حفظ هویت وحرمت شخصی برای وی فراهم آورده،بسیار مقبول ومهم است.امروزه کسانی که اعتقاد دارند زنان بایستی صرفاً به امور خانه وخانواده رسیدگی نمایند،بسیار کم هستند.عوامل تأثیر گذار متفاوت اند،اما گرایش به شهر نشینی و تجدد گرایی،صنعتی شدن،رشد نرخ سواد وتحصیلات خصوصاً در میان زنان و...ازمهمترین عوامل محصوب می شوند.به هرحال،گذر ازشرایط سنتی وشرایط مدرن میطلبد تا انسانها خود را با مجموعه جدیدی از ارزشهای اجتماعی وفرهنگی انطباق وهماهنگی دهند تابتوانند مسایل خود را حل نمایند.برای زنان رفع مشکلات خانوادگی در راستای اشتغال بکار وبرای مردان که عمداتاً کارفرمایان زنان محصوب می شوند.بهره گیری از اشتغال زنان بسیار سود مند است.ضمن آنکه تحولات اجتماعی و فرهنگی با سرعت بیشتری روی می دهد و پدیده های جدید اجتماعی خود را بروز وظهور می دهنددیده هایی نظیر تأخیر در سن ازدواج،بالا رفتن سن ازدواج،بالا رفتن نرخ تجرد قطعی،کاهش تعداد فرزندان و...از مهمترین آثار ناشی ازخروج زنان از خانه واشتغال به کار آنها در اجتماع است.همچنانکه به نظرمی رسد این تحولات کند و بطئی اما در حال وقوع است.

 

 

 

 

2-  کسب درآمد

 

     مهمترین اتفاق در زندگی زنان شاغل درآمدی است که در اثر خروج ازخانه کسب می کنند.برای زنان کسب درآمد،الزامات متفاوتی را نیز بوجود آورد.درحالی که هویت شخسی و آلام فردی و اجتماعی وی را نیز دچار تحریک و تحرک کرد.استقلال مالی توانست امتیازات زن را افزایش دهد. اما به زن صرفاً به عنوان موجود اقتصادی نگاه کردن،تنها و کمترین نگرش جامعه بود.در این حالت زن توانست به استقلال فردی و اجتماعی دست یابد.به عنوان فرد مطرح شودو خود را به عنوان شخصیت اجتماعی جدید به جامعه بقبولاند.با کسب هویت اجتماعی که در اثر کسب درآمد برای زن حاصل شد،نگرش جدید و ملاحضاتی نیز پدید آمده است.زن شاغل با علاقه به کار می تواند در مورد آینده خود سرمایه گذاری بهتر و مناسبتری کند،تجربه کسب نماید و به این ترتیب درآمد بیشتری بدست آورد.حتی اگر برای پول نیز کارنکند بازهم می تواند به استقلال وامنیت مالی دست پیدا کند. در این حالت،شریک زندگی به وی مانند یک همسر یا دوست می نگرد و نه به عنوان فرد مصرف کننده پول و دارایی به دست آمده متعلق به هر دو نفر است.در پس این نوع نگرش،زندگی خانوادگی زیبای جدیدی پیدا می کند حتی کسب مالکیت برای زن حاصل مناسب برای خانواده محسوب می شود(گیدنز،1975، ص61، 62، 63، 64)

    شاید درپس پنهان اشتغال زنان درخارج ازخانه کسی درپی دسترسی به چنین اهداف مهمی نبود وهرگزفکرآن را نداشت که بتواند

شخصیت اجتماعی ایده آلی بدست آورد اما خروج زن ازخانه توانست راه های جدید زیست زندگی رابه وی نشان دهد واورا درمسیرسختی که درعین حال شادابی وسرزندگی جدیدی برای وی فراهم آورد،بیاندازد.در بسیاری از تحقیقات اجتماعی نقش اشتغال خارج از خانه در شاد بودن زنان بسیار مؤثر تشخیص داده شده است.امروز اهمیت واشتیاق اجتماع برای تأمین درآمد مناسب برای جامعه زنان شاغل بیشتر شده است و در این زمینه تفکرات فردی واجتماعی رشد قابل توجهی کرده است.

 

 

3-  تعارض نقشی زنان

 

خروج زنان ازخانه بر تعدد نقش های آنان که تا کنون فقط به عنوان همسرومادرایفای نقش می کردند واکنون با ورود به بازار کارواشتغال درمشارکت اجتماعی–اقتصادی جامعه نیزدخالت دارند اثرات قابل ملاحظه ای برخانواده داشته وتحول اساسی در روابط وشکل وترکیب آن ایجاد کرده است .این تغییرات با وجود درصد اندک شاغلان زن درایران نیزاتفاق افتاده است . طی سال های 1345 الی 1370 به ترتیب وطی چهاردهه 3 /13،7 / 13، 9 /8 و 4 / 9 درصد ازکل شاغلان کشور را زنان تشکیل داده اند .از این عده بخش بزرگی در نقاط روستایی زندگی می کنند که به کارهایی نظیر قالی بافی ،صنایع روستایی ،کشاورزی ودامپروری می پردازند .ازاینگونه کارهای دستی وسنتی که ریشه در فرهنگ ایرانی دارند فرزندان کنارمادران قرار دارند وغالباًمیان نقش های دو گانه زنان تعارضی ایجاد نمی گردد .به عبارت دیگر، میان دو نقش خانوادگی و اجتماعی زن نه تنها فاصله وتفاوت اساسی وجود ندارد بلکه انقدر این دو در هم گره خورده وبه هم نزدیک اند که این حالت ایجاد نمی گردد. نه مادرونه فرزند ونه وظایف مربوط به خانه وکل اعضاء هیچکدام به دلیل نقش اجتماعی وزن در محیط روستا دچار خدشه نشده است .اما در جوامع شهری،اشتغال به کار زنان با خروج آنان از خانه همراه شده است. میان مادر وفرزند وسایر اعضاء خانواده ووظایف خانوادگی فاصله افتاده است .مادر ساعت ها ازفرزند وسایر اعضاء اطلاعی ندارد. وظایف خانوادگی معطل مانده است تا با بازگشت وی از خانه سروسامان بگیرد. امروزه عوامل دیگری نیز این فاصله را بیشتر کرده ،افزایش فقر در میان زنان شاغل سبب شده که آنان ساعات طولانی به تولید کالا ودرآمد بپردازد.اما ازسوی دیگرآنان بایستی زمان بیشتری رابرای 

حفظ وحراست از خانواده قراردهند درصورتی که شرایط شغلی ایجاب می کند از فرزندان وخانواده خود برای ساعات نسبتاً طولانی جدا شوند این امراضطراب ونگرانی را درمیان زنان شاغل شهری ایجادکرد.

با این وجود ، رشد قابل ملاحظه اشتغال زنان به ما می گوید که با وجود مشکلات جدی زنان ، اما به دلیل نیاز های اجتماعی جامعه در این زمینه و فرصت های شغلی که در اختیار بخش قابل ملاحظه ای از زنان قرار می گیرد، آنها حضور در اجتماع را ضرورت اجتماع تشخیص داده اند .

 

نتیجه

 

همانطور که ملاحظه می شود ، مشارکت در قالب اشتغال بیانگر نقش اجتماعی زنان و براورنده انتظاراتی است که دارنده آن موقعیت ، آنرا بر آورنده می سازد .اشتغال زنان عنصر مهم توسعه زندگی اجتماعی واقتصادی است ودر ضمن حاکی از شکوفایی استعدادها وتوانایی های بخش مهمی از جامعه نیز می باشد .تدوین برنامه وبرنامه ریزی مناسب وسیاستها وخط مشی های کلان وخرد اجتماعی زمانی می تواند در جهت بهبود کفی وکیفی زیست اجتماعی به کارگرفته شود  که  موضوع شایسته سالاری را درنظر داشته باشیم ، علیرغم وجود زنان شایسته در جامعه می بینیم که جامعه کمتر از وجود آنها برای مدیریت کشور بهره گیری می کند . این موضوع با توجه به اینکه نگرش حاکم در جامعه در نقش مادر ، همسر بودن زنان تاکید دارد وهمواره محدودیتهایی نیز در برابر رشد وشکوفایی زنان وجود دارد ، قابل ملاحظه است در این حال باید توجه داشته باشیم اصولاً سهم زنان در اشتغال در ایران نسبت به سایر کشورهای جهان پایین تر است .

      ضمن آنکه همین تعداد اندک شاغلان زن نیز در مشاغل محدودی مترکز شده اند .جامعه شناسان عقاید متفاوتی دارند بخشی از آنان معتقد ند که زنان در رشد وتعالی جامعه مشارکت دارند اما این مشارکت نمود ظاهری ندارد .گروهی نیز معتقدند که سهم زنان  در فعالیتهای اجتماعی ناچیز است وباید متحول شود (راودراد ،ص 16 و 17 ) با این وجود ، نگرش حاکم ومسلط بر جامعه همواره بر توانایی های زنان چشم پوشی کرده وآن رانادیده گرفته است . در حالی که رشد اجتماعی زنان در ابعاد تحصیلی وشغلی بیانگر توانایی های بالقوه وبالفعل آنان محسوب می شود .با توجه به اینکه جامعه به نیروی های کاری مناسب وشایسته در مقوله های مختلف نیازمند است وهدف اصلی جامعه نیز بقاء وتوسعه در جهت رشد وپیشرفت اجتماعی واقتصادی است تا از این طریق رفاه وآسایش برای اقشار مختلف جامعه ایجاد گردد .باید در استفاده از نیروی کار زنان  خصوصاً در مشاغل مهم وحساس جامعه بدون هرگونه تبعیض تسریع گردد .بعلاوه تا زمانی که  نتوان تصمیم گیری های صحیح در مورد نحوه استفاده ازامکانات موجود برای رسیدن به وضعیت مطلوب انجام داد ، نمی توانیم ادعا کنیم که در جهت توسعه وپیشرفت گام برداشته ایم . در این زمینه نیز ضرورت تا به نقش زنان در تصمیم گیریهای توجه کنیم وتازمانی که به این مطلب توجه نکرده ایم نمی توانیم ادعا کنیم که به نقش زنان در توسعه به عنوان یک ضرورت اجتماعی توجه کرده ایم (راودراد،ص 24)

         با وقوع تحولات جدید در زمینه رشد تحصیلات عالیه در میان زنان ، موضوع اشتغال آنان ضرورت اجتماعی است که ساختار جامعه را نیز درآینده دچار تغییرات محسوسی خواهد کرد .از این رو دستگاههای مربوطه بایستی ازهم اکنون توجه کافی به این امر مبذول دارند وزمینه ها وشرایط لازم را فراهم آورند تا هر چه بیشتر از آسیبهای اجتماعی ناشی از این تغییر پیشگیری شود .

 

                         

پیوست ها :

 

1-  گیدنز (آنتونی )، جامعه شناسی – صبوری ، منوچهر، (نشر نی ، تهران ،1373 ، چاپ اول )

2-  توسلی (غلامعباس )، جامعه شناسی کار وشغل ، نشر سمت ، بهار، تهران ،1375، چاپ اول .

3-  راوردراد (اعظم )،تحلیلی بر نقش زن در توسعه با استفاده از نتایج گذشته، موسسه مطالعات وتحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران ، پاییز 1379.

4-  محسنی (منوچهر)،بررسی آگاهی ها نگرش ها ورفتارهایاجتماعی وفرهنگی در تهران ،نشر زهد، تهران،1379.

 

سیمین اسد بیگی